العلامة المجلسي ( مترجم : سيد عبد الحسين رضائى )

299

بحار الأنوار ( ج 74 ) ( كتاب الروضة در مبانى اخلاق از طريق آيات و روايات ) ( فارسى )

مهربانى خويشاوندىايست كه بدست آورده‌اى ، ندارى با ترحم بهتر است از دارائى با ستم ، پند پناهست براى كسى كه در گوش گيرد ، هر كس ديده‌اش را آزاد گذارد افسوسش زياد شود ، هر كس خويش تنگ شود خاندانش دلتنگ شوند ، هر كس بثروتى رسيد گردنكشى كند ، كم است كه آرزو با تو راستگويد فروتنى ترا لباس بزرگى پوشد ، در خوى خوش گنجهاى روزى است ، كسى كه لباس حيا بپوشد عيبش بر مردم پوشيده ماند . سخن به اندازه گو زيرا كه هر كه اندازه نگهدارد هزينه‌ى او سبك شود ، در مخالفت نفس است راه راست ، هر كس روزگار را شناخت از آمادگى روى بر نتافت ، آگاه باش كه با هر نوشيدنى گلوگيريست و در هر خوردنى فرو بردنيست ، به نعمتى نميرسد مگر با زوال نعمت ديگر ، براى هر جاندارى روزى ايست ، براى هر دانه‌اى خورنده‌ايست ولى تو روزى مرگى . بدانيد اى مردم هر كس بر روى زمين راه رود بسوى شكم آن خواهد رفت روز و شب ستيزه دارند در ويران كردن عمرها . اى مردم ناسپاسى نعمت پستى است ، همنشينى نادان بدبختى است ، از كرامت است نرمى در سخن ، بپرهيز از نيرنگ زيرا كه خوى مردمان پست است ، هر جوينده‌اى نمىيابد ، هر غائبى بر نمىگردد ، آنكه ترا نخواهد به دو دل مبند ، چه بسا دورى كه نزديك‌تر است از نزديك ، پيش از راه از رفيق راه بپرس ، پيش از خريد خانه از همسايه بپرس ، بپوشان عيب برادرت را بواسطه‌ى آنكه در خود عيب ميدانى ، ببخش لغزش دوستت را به حساب روزى كه دشمن بر تو مسلط شود كسى كه خشم گيرد بر كسى كه قدرت زيان رساندن به او ندارد اندوهش دراز شود و نفسش در عذاب ، هر كه از پروردگارش بترسد ستم نكند ، هر كس خوبى را از بدى نشناسد او مانند چهارپاست ، همان از تباهى است نابود كردن توشه ، چقدر كوچك است مصيبت دنيا نسبت به تهى دستى قيامت ، بىاعتنائى شما به يكديگر نيست مگر بواسطه‌ى گناهان ، چقدر آسايش برنج نزديك و تنگدستى